کد خبر: 6787 دوشنبه ۱۱ دي ۱۳۹۶- ساعت ۲۰:۲۴

یازدهم دی ماه؛ سالروز شهادت شهید مجید حسین پور+ زندگینامه+ وصیتنامه ای که برای نخستین بار منتشر می شود

به گزارش طنین پاسارگاد، پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن ست که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.


 ١١ دی ماه سالروز شهادت شهید والامقام  مجید حسین پور در سال *١٣٦٢*  است.

بسیجی شهید مجید حسین پور  فرزند محمد در تاریخ  چهارم فرودین ماه سال 1336 در محله علی آباد چشم به جهان گشود. این شهید بزرگوار در تاریخ یازدهم دی ماه سال62 در مهاباد به فیض شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش در گلزار شهدای محله علی آباد به خاک سپرده شد.

 

 *زندگینامه شهید:*


فروردین ماه سال 1336در خنکای باد نوروزی، در خانواده ای مذهبی و پر جمعیت پا به عرصه ی وجود گذاشت. تحصیلات را تا ششم ابتدایی در زادگاهش ادامه داد. وی از سنین نوجوانی، پرتو ایمان در وجودش جلوه گر شد و قبل از رسیدن به سن تکلیف روزه می گرفت و در انجام فرائض دینی کوشا بود.

در آغاز جوانی ازدواج کرد که ثمره ی آن فرزند پسری به نام《مجتبی》است. پس از شهادت برادرش《مسعود》مدتی در《مجتمع چشمه ی بناب》در《دشت مرغاب》مشغول به کار شد.

با آغاز جنگ تصمیم گرفت از  طریق بسیج راهی غرب کشور شود.مدتی در امداد رسانی و واحد تدارکات مشغول به خدمت شد، اما چندی بعد مورد شناسایی دشمن قرار گرفتد و در تاریخ  1362/10/11هنگامی که خودرو امداد رسانی مشغول امداد رسانی بود، توسط نیرو های دشمن از ناحیه سر مورد اصابت تیرقرار گرفت و جان و هستی اش را》تقدیم به آستان حضرت عشق کرد.


پیکر پاک و مطهرش در《سعادتشهر》و《علی آباد》تشییع و در《گلزار شهدای علی آباد》به خاک سپرده شد.
 

وصیتنامه شهید مجید حسین پور که برای نخستین بار از طریق سایت طنین پاسارگاد منتشر می شود:

 

  بسم الله الرحمن الرحیم

"ربنا انک جامع الناس ليوم لا ريب فيه" پروردگارا تو مردم را در روزي که تريدي در آن نيست جمع خواهي کرد . خدايا وقتي به خاکم مي سپارند يادم باش چرا که در زنده بودنم هميشه با ياد تو همراه بودم ، خدايا ، خدايا شهادت را نصيبمان گردان و دل پر درد کساني را که از اسلام پاسداري مي کنند با فتح و پيروزي دادن بر کافران خوشحال و شادان گردن .آمين .

 زماني فرا رسيده که رسالت خود را نسبت به خدا و خلق خدا ادا نمايم و اميد بر اينکه با توسل به خداوند متعال بتوانم تمام دشمنان اسلام و مسلمين را با ياري خود به اسلام بيرون کنيم نه تنها اين من بلکه وظيفه هر مسلمان است که با تجاوز به اسلام ،ناموس و وطن در مقابل هر تجاوز گر ايستاد و تا آخرين نيرو آنان را نابود و از کشور اخراج کنند و اسلام و مسلمين دنيا را فراموش نکنيد اي برادران و خواهران گرامي هم اکنون که من اين گفته ها را و اين عرايضم را براي هشدار شما بر روي کاغذ مي آورم در واقع مدرکي است که در آخرت بر شما نمايان خواهد شد و عمل هاي شما را به اثبات مي رساند بر شما امت محمد صلي الله عليها باد که اسلام را ياري دهيد يارانش را در مواقع لزوم تنها نگذاريد به خصوص امام عزيزمان امام خميني اين بزرگ مرجع تقليد تمام شيعيان جهان و نائب بر حق امام زمان عجل الله را تنها نگذاريد و دستوراتش را مو به مو اجرا نمائيد .بله برادران و خواهران گرامي هم اکنون صداي "هل من ناصر ينصرني" حسين زمانمان بلند است و براي به زانو درآوردن تمام ابرقدرتهايي که بر عليه اسلام مي کوشند ياري مي طلبد.

اي کساني که مي گوئيد اي کاش در زمان امام حسين عليه السلام بوديم و ياريش مي کرديم .حال اين لحظه همان لحظه هاست عقيده خودت را عملا نشان بده و اراده ات را راسخ کن و براي نابودي دشمنان اسلام بکوش چه در پشت جبهه که با وحدت خود و چه در داخل جبهه که با شرکت خود را اين نبرد مي توانيد ايمان خودتان را کاملا نمائيد.

بار خداي تو خود شاهدي که اين بنده حقير براي رضاي تو به جبهه با رضيت کامل مي روم تا حسين زمانت باري شود .بار خدايا خداوندا آنهايي که دوست دارند تو را به سوي تو مي آيند آنها را پذيرا باش و آن گاه که غرش سلاحمان در دل شبهاي تار تا اعماق قلب دشمنان اسلام نفوذ مي کند و دل سياهشان را به لرزه مي اندازد و اراده آنان را سست مي کند به ياد تو مي افتم اي خداي و آنگاه که صغير گلوله اي در قلب سياه کفاران مي نشيند تو را مي بينم که چگونه و چطور با ياري هاي رزمندگان به اسلام ايمان پيروزمندانه دشمنان اسلام را سرکوب مي کنند و آنگاه که غرش هواپيمايي را مي شنوم به ياد خلباناني مي افتم که چگونه تنها آرزويشان پيروزي اسلام را آرزو مي کند و آنگاه که صداي دلپذير صوت قرآني را در دل شب مي شنوم به ياد سربازن با ايمانت و پاسداران دليرت مي افتم که خود را براي نبرد با کفاران جهانخوار به سلاح ايمان مسلح مي شوند و چگونه خون پاکشان زمين تشنه ميدان نبرد را مي شويد و هزاران لاله مي رويد .آن گاه که تن بر خون لاله گونه من بر روي دست هم رزمانم در کوچه هاي شهرمان به سوي ديگر برادران شهيدمان مي رود به ياد تو مي افتم اي خدا و آنگاه که خبر شهادتم خلوت کوچه هاي شهرمان را به هم مي زند.

اي مادر دوست دارم که با صبر خود شادم کني و دشمنان اسلام را با صبر خود نابود کني و با وجودي که مي دانم که شما اي پدر و مادر متعهد به اسلام عزيز مي دانم که از اينکه فرزندتان را که سالها برايش زحمت کشيده ايد در راه تنها ياور خودتان يعني پروردگار بزرگ تقديم دانسته ايد بسي شادمان باشيد و اين افتخار بزرگ را پذيرا باشيد تا خداوند بزرگ هم مرا مورد عفو و رحمت الهي خويش قرار دهد.

مي دانم که خداوند خواهيد گفت که ما باز هم حاضريم فرزندان ديگرمان را براي ياري تو به ميدان نبرد بفروشيم و خودمان نيز آماده ايم با دشمنان تو در هر کجا دنيا که باشد تا آخرين قطره خون خود مبارزه کنيم و شما برادرانم انتظار دارم که در هر حال و هميشه ياور و همراه ولايت فقيه و در اين زمان امام عزيزمان خميني بزرگ اين فرزند پاک پيامبر باشيد و اسلحه اي را که از دست من افتاد برداريد و با دشمنان خدا پيکار کنيد و شما خواهران عزيزم بايد رسالت زميني خود را در رساندن پيام خون شهيدان به ملل جهان به انجام برساندي و همچونشيرزنان صدر اسلام فرنزدان خودتان را در مسير اين اسلام تربيت نمائيد

تو اي همسر مهربانم رحمت خداوند باري تعالي بر تو باد بر تو باد که هميشه يک همسر بلکه ي الگوي مادري براي فرزندم بودي و از زحماتي که برايم کشيده اي قدرداني مي کنم و هر چه تلاش دارم براي آخرت خودت توشه بردار تنها يادگارم را اگر بخواست خداوند موفق شدي مواظبت کن و پرروش ده و اخلاق اسلامي بياموز و اگر مي خواهيد روح من شاد باشد هميشه به ياد خدا باش که آرامش دهنده تمام دلها خداي بزرگ است بله تنها فرزندم را بزرگ کن تا ان شاء الله در مدرسه و کوچه به ديگر بچه ها فخر مي فروشد از اينکه پدرش به خاطر اسلام و دين خود درست فکر کرد و دست از همه  چيز خود کشيد .

در آخر از همه کساني که مرا مي شناسند و اين نوشته ها را مي خوانند تقاضا دارم مرا حلال کنند و ببخشد.

 

والسلام مورخه 6/8/1362

الحقير مجيد حسين پور

 

کلیه حقوق این سایت متعلق به سایت طنین پاسارگاد پایگاه خبری تحلیلی شهرستان پاسارگاد می باشد