کد خبر:2122
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۳ - ۹:۰۱:۵۱
در هشتمین گلچین وبلاگی طنین پاسارگاد بخوانید
و ب نویسان فعالی در شهرستان پاسارگاد هستند که وبلاگ های آن ها از سطح نسبتا بالایی برخوردار است. محتواهای خواندنی این وبلاگ ها گرچه مشتری خاص خود را دارد اما به منظور معرفی هر چه بیشتر، طنین پاسارگاد در نظر دارد به صورت هفتگی گزیده بهترین های وبلاگی را در قالب «گلچین وبلاگی» در روزهای یک شنبه هر هفته تقدیم شما خوانندگان گرامی نماید.
پایگاه تحلیلی خبری طنین پاسارگاد:

طنین پاسارگاد: و ب نویسان فعالی در شهرستان پاسارگاد هستند که وبلاگ های آن ها از سطح نسبتا بالایی برخوردار است. محتواهای خواندنی این وبلاگ ها گرچه مشتری خاص خود را دارد اما به منظور معرفی هر چه بیشتر، طنین پاسارگاد در نظر دارد به صورت هفتگی گزیده بهترین های وبلاگی را در قالب «گلچین وبلاگی»  هر هفته تقدیم شما خوانندگان گرامی نماید.

یقیناً مطالب بسیاری زیادی در فضای وبلاگی شهرستان وجود دارد که شایسته بهترین ها هستند، لذا گلچین این مطالب به معنای نادیده گرفتن زحمات دیگر وبلاگ ها نمی‌باشد. بر این اساس تمامی وبلاگ نویسان عزیزی که مایلند مطالب آنان منتشر شود می توانند به منظور معرفی وبلاگ خود، مطالب تولیدی خود را از طریق ارسال نظر در زیر همین مطلب یا از بخش ارتباط با ما  ویا با مراجع به وبلاگ مرکزی شهرستان به آدرس www.patogheweblagi.blogfa.com (پاتوق وبلاگی پاسارگاد که باشگاه وبلاگ نویسان پاسارگاد می باشد) و تبادل لینک با این وبلاگ با ما ارتباط برقرار کنند .

 

 

وبلاگ حرف های ناگفتنی نوشت:

همیشه دوست داشتم چند کلامی با مردم شهرستان در خصوص فراموش کردن شهدا صحبت کنم بهانه ای پیدا نمیکردم تا اینکه در تاریخ 93/6/9سایت طنین پاسارگاد نوشت شهدای گمنام را فراموش نکنیم:

همین بهانه خوبی شد تا دلنوشته ای را که برای شهدا بود برای همه مردم و مسئولین  بنویسم شاید که تلنگری باشد به همه ما و کمی به خود بیائیم.

عصر غربت لاله هاست ، اینجا کسی دیگر از شهیدان نمی گوید

از آنان که تلاطمی هستند در این دنیای سرد و سکوت

ما بعد از شما هیچ نکردیم ، چفیه هایتان را به دست فراموشی سپردیم

و وصیت نامه هایتان را نخوانده رها کردیم .

پلاکهایتان را که تا دیروز نشانی از شما بود امروز گمنام مانده است .

کسی دیگر به سراغ سربندهایتان نمی رود و دیگر کسی نیست که در وصف گلهای لاله شاعرانه ترین احساسش را بسراید

و بگوید چرا آلاله آنقدر سرخ است.

چرا دیگر  کسی  به غیر از خانواده شهدا مزار شهدا را سر نمیزند ؟؟؟

چرا وقتی گفتیم : یک گردان که همگی سربند یا حسین ( ع ) بسته بودندشهید شدند کسی تعجب نکرد

چرا وقتی گفتند : تنی معبر عبور دیگران از میدان مین شد شانه ای نلرزید

چرا نمی دانیم شیمایی چیست و زخم شیمیایی چقدر دردناک است و چطورمی شود یک عمر با درد زیست

نمی دانم که چرا کسی نپرسید چگونه خدا خرمشهر را آزاد کرد !!!!

ای شهيدان ما بعد از شما هیچ نکردیم

آن ندای یاحسین ( ع ) که ما را به کربلا نزدیک و نزدیکتر می کرد دیگر بگوش نمی رسد .

یادتان هست که گفتید:سرخی خونمان را به سیاهی چادرتان به امانت می دهیم .

ما امانت دار خوبی نبودیم و خونتان را فرش راه رهگذاران کردیم .

یادتان هست هنگامی که گفتید :

رفتیم تا آسمانی شویم و شما بمانید و بگویید که بر یاران خمینی ( ره ) چه گذشت

آری بسیجیان و  شهیدان زنده امروز ما

می دانم که از آن روزی که تمام شهیدان را بدرقه کردیدو برگشتید دلهایتان را در سنگرها جا گذاشتید

می دانم که هنوز هم دلهایتان هوای خاکریزهای جنوب را می کند

و می دانم که دیگر کسی از بسیج نمی گوید ولی بدانید که تا شما هستید ما می توانیم از همت بشنویم و از خاطرات حسین خرازی لذت ببرید

تا شما هستید میدانم که رهبر تنها نیست

و تا شما هستید تنها عشق تنها میاندار این عرصه است ...

ما ماندیم تا امروز از آنان بگوییم:و فریاد برآوریم «‌ ما از این گردنه آسان نگذشتیم ای قوم  »

ما ماندیم که نه یک هفته بلکه سالهای سال از آنان بگوییم .چرا که خون آنان است که می تپد .

و یادمان نرود که اگر امروز در آسایش زندگی می کنیم مدیون آنانیم .مدیون حماسه هایی که آنان آفریدند .

یادمان نرود که ما هنوز باید جواب بدهیم  که :

بعد از شهدا چه کردیم . بعد از شهدا چه کردیم

وبلاگ علی آباد کمین اندوه دیروز نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم! اللهم صل علی محمد و آل محمد!

شنبه زا؛ یکشنبه زا؛ دوشنبه زا؛ سه شنبه زا؛ چارشنبه زا؛ پنج شنبه زا؛ جمعه زا؛ او که دید؛ او که ندید؛ او که با زبون گفت؛ او که با ابرو اشاره کرد؛ آدم و آدمی زاد؛ جنّ و پریزاد...

این ها را زنی میانسال یا کهنسال – در حالیکه تکه پارچه ای در دست داشت و روی آن را با انگشت، روغن جامد می مالید – می گفت. تکه پارچه نبایست با قیچی بریده شده باشد؛ بلکه باید به صورت تریشه ای از پارچه ای که شور ندیده باشد ( پارچه ی نو که تا بحال شسته نشده ) جدا شود. سپس پارچه آغشته به روغن را به وسیله ی نوک قیچی یا به وسیله ی انبری آویزان کرده و روی شرتین[1] پر از آب کبریتی بر آن می کشیدند. ( البته قبلا این پارچه را دور سر کودک چشم خورده می گرداندند و همان وردهای آغازین کلام را به زبان می آوردند )

پس از سوختن تریشه ی پارچه – در حالیکه هنوز شعله ور بود، آن را به درون شرتین پر آب می انداختند و آب شرتین را به دیوار رو به قبله می پاشیدند. بدین سان نظر فرد چشم خورده را می گرفتند.

یکی دیگر از شیوه های نظر گرفتن، سوزاندن زاغ بود. در آغاز تکه ای زاغ را دور سر کودک چشم خورده می چرخاندند و همان وردهای آغازین این مطلب را می خواندند و سپس زاغ را به درون خُرگ[2] آتش می انداختند. پس از آن که زاغ مذاب می شد و قل قل می جوشید و می سوخت، آن را از اجاق بیرون می آوردند و همان زن میانسال یا پیرزن میگفت: « چیشه[3] (چشم است )؛ الهی کور بشه! پیکُوول[4] بیاره! ( کور شود ) » یا میگفت: « زبونه. الهی لال بشه هر کی بچه م رو چیش کرد[5] »

نظر گرفتن می بایست در زمان مشخصی که به لهجه ی علی آبادی به آن « زرده ی شوم »[6] ( هنگام فرورفتن خورشید که آسمان زرد می شود ) می گویند انجام بگیرد.

از راه های در امان نگاه داشتن کودکان از چشم زخم، بستن ابزار و آلاتی  همچون « یشم »[7] ، « کیجیک »[8]، نمک و زاغ بر روی شانه یا سینه ی کودک بوده است. تکه زاغی یا اندک مقداری نمک را در پارچه ای می پیچیدند و به لباس کودک آویزان می کردند. هنوز هم پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها تکیه کلام شان این است که « بچه م نمک داره »؛ « بچه م زاغ داره »

وبلاگ حرف بچه های دولت آباد برگزار میکند:

 مسابقه بزرگ وبلاگ نویسی

در پاسخ به تحرکات کفار وهابی و گروه داعش ودر جهت نشان دادن چهره واقعی این شیطان صفتان به جهانیان ، به مناسبت هفته دفاع مقدس ، شیعه و سنی دست در دست هم با حضور خود  در فضای سایبر و شرکت در موج وبلاگی ، به مقابله با این فرقه ضاله برمی خیزند.

ای کافران مسلمان نما؛ منتظر طوفان باشید؛ طوفانی از جنس حضور و حماسه؛ طوفانی از جنس عشق به ولایت.

آیین‌نامه‌ی اجرایی مسابقه وبلاگ نویسی و طراحی سایت

زمان ثبت‌نام:

کلیه‌ی علاقمندان به شرکت در این مسابقه و موج وبلاگی می‌توانند تا ساعت 24 مورخ 28 شهریورماه 1393 برای ثبت نام در مسابقه اقدام نمایند.

روش ثبت نام:

علاقمندان به شرکت در مسابقه می‌توانند با مراجعه به وبلاگ www.pmad.blogfa.comمراجعه و در قسمت نظرات آدرس وبلاگ خود را ثبت نمایند.

موضوعات:

* وهابیت و رسانه

* وهابیت و صهیونیزم

* وهابیت و اهل سنت

* وهابیت علیه شیعیان

 *  وهابیت و شبه افکنی

 * وهابیت و جنایت

مهمترین معیارهای داوری :

* ارتباط موضوعی محتوای ارائه شده با موضوع مسابقه

*  محدودیتی در تعداد وبلاگ ها برای هر فرد وجود ندارد

* درج حداقل 2 مطلب درباره موضوع فوق الزامیست

* بروز رسانی مستمر و منظم

* استفاده از قالب مناسب و گرافیک مرتبط (رنگ، فونت، اندازه، طرح و...)

* نوآوری و خلاقیت در بخش های مختلف

* انتخاب عنوان و توضیح مناسب برای وبلاگ و مطالب آن

* معرفی مسابقه وبلاگ نویسی (در پست جداگانه ای به معرفی مسابقه وبلاگ نویسی  بپردازید و لینک مسابقه را در بخش پیوندها قرار دهید.)

* وبلاگ ها هم بصورت گروهی و هم انفرادی قابل ارائه و مدیریت هستند

* استفاده از مطالب این سایت در وبلاگ ها و سایت ها بلامانع می باشد.

* وبلاگ ها یا سایت هایی که از زمان شروع مسابقه ایجاد شده باشند دارای امتیاز ویژه در بخش داوری می باشند.

 جوایز:

به ده نفر برتر  جوایزی از قبیل کمک هزینه سفر زیارتی به مشهد مقدس، ، کارت هدیه اهداء خواهد شد.

لازم بذکر است به کلیه شرکت کنندگان در مسابقه که آثار آنها مورد تائید می باشد لوح  اهداء خواهد شد.

زمان اعلام نتايج و تقدير از برگزيدگان:

اعلام خواهد شد.

وبلاگ انجمن میراث فرهنگی محیط زیست پاسارگاد نوشت:

زباله‌ زخمی چرکین  بر دیار کورش بزرگ

زباله‌های سرگردان در طبیعت   پاسارگاد به ویژه رودخانه بلاغی که زمانی نه چندان دور منزلگاه خرس های قهوه ای  بود  زخمی کهنه بر چهره زیبای طبیعت این منطقه وارد نموده  و خطری جدی برای محیط زیست این شهرستان  به حساب می‌آید.

کهن دیار پاسارگاد  اما محروم از آگاهی عمومی  همواره مورد توجه همه کسانی است که کوله بار سفر بسته راهی این سرزمین باستانی می شوند اینان در پس عقده های برجای مانده از زندگی صنعتی و شهری  در پی آرامش روح و روان خود در دامان طبیعت بویژه رودخانه بلاغی که خشکسالی گلویش را می فشارد توشه دان جهالت خویش را گسترده ظروف یکبار مصرف را در مسیر رودخانه رها می نمایند که شاید روزی خدای کائنات جهت پاکسازی  آثار حماقتشان  مهر ورزی خویش را افزون نموده سیلاب مرهمی باشد بر این زخم چرکین.

 طبیعتی بی بدیل ، آب و هوای بسیار روح‌نواز و فرح بخش در کنار  میراث جهانی پاسارگاد  که پژواک آزادمردیش سپهر را در نوردیده ،موجب آن شده تا گردشگران داخلی و خارجی زیادی در طول ایام سال به این منطقه   سفر کنند.

از سویی میهمانان خارجی با قوانین و استاندارد های بین المللی محیط زیست آشنایی کامل داشته و در ضمن به دلیل عدم معرفی جاذبه های طبیعی ازاین مناطق دیدن نمی نمایند. لذا رها سازی زباله 100 درصد توسط ما ایرانیان به ظاهر با فرهنگ و متدین انجام می گیرد.بویژه جامعه محلی و همشهریان گرانقدر و میهمانانی که از شهر های ارسنجان ،مرودشت و شیراز در روزهای تعطیل میزبان طبیعت بکر منطقه می شوند نقش بسزایی در خراشیدن چهره سبز طبیعت دارند.

جاده بین المللی شیراز –اصفهان رودخانه بلاغی را شکافته ، ایجاد پل بر این رودخانه موجب گردید جنگل های دستاز که بدست محمد خان ضرغامی درست شده بود امروز به تفرجگاه بین راهی تبدیل شود.  این منطقه چشم نواز همچون جاده چالوس  کرج  میزبان هزاران خودرو و مسافر می باشد که روزانه ودر ایام تعطلیل و نوروز با  پرتاب زباله ها به بیرون و رها سازی آن پاسخ مهرورزیهایش  را داده و بر تن پوش سبز ش جامه ای سیاه پوشانیدند.

کفش های آهنین جهالت وحماقت ،ماراتن تخریب طبیعت را آغاز نموده و مانظاره گر زجر طبیعت گشتیم تا اینکه زمستان ،مرگ زمین فرا رسد.

آری دیگر  لذت تکیه زدن به درختی تنومند و لمیدن در چمنزار و دیدن ماهیان ، سپردن گوش به زمزمه آرام رودخانه بلاغی ، تماشای گلهای از دل سنگ سر برآورده  تا دیدن رقص پرندگان در سمفونی طبیعت، نشستن شبنم بر روی شاخه های سبز درختان و نفس کشیدن زمین آرزویی دست نیافتنی است.به واقع ما در مارتنی بی وقفه و نفس گیر طبیعتمان را نابود کردیم.

بی شک تا زمانی که هر یک از انسانها از درون، خود را موظف به حفاظت از محیط زیست طبیعی ندانند هیچ هشدار و بروشور و توصیه ای نمی تواند دست آدمی را از یغمای طبیعت کوتاه سازد.انجمن میراث پاسارگاد در تاریخ سه شنبه 28 امرداد 1393 خورشیدی با حضور در زیستگاه خرس قهوه ای  با همکاری اداره محیط زیست  و اداره میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی  قسمتی از چهره سبز منطقه را از آثار وجود اهریمن زباله پاک نمودند با بسته بندی زباله ها و تماس با شهرداری سعادتشهر مقرر گردید زباله ها که عموماَ قابلیت بازیافت دارند به سایت زباله انتقال یابد.

 

 وبلاگ بچه های دولت اباد نوشت:

ذرت گياهي از خانواده Poaceae دگر گشن و مخصوص نواحي گرم و معتدل است. مبدأ آن آمريكاي مركزي و جنوبي بوده و مقام سوم توليد را در بين غلات بعد از گندم و برنج دارد. ذرت بعلت داشتن هيدرات كربن زياد و توليد علوفه بالا يكي از بهترين نباتات جهت مصرف در غذاي انسان، علوفه جهت دام و مصارف صنعتي مي باشد. ذرت در مدت كوتاهي محصول توليد مي كند. ذرت علوفه اي 4-3 ماه بعد از كاشت مي تواند تا 90 تن در هكتار محصول بدهد. تاريخچه كشت ذرت در ايران زياد نيست ولي در نتيجه توجه شاياني كه به امر دامپروري و پرورش طيور در كشور به عمل آمده و همچنين نياز فراوان كارخانجات صنعتي به فرآورده هاي اين گياه و توليد فرآورده هاي فرعي و متعددي كه از ذرت بدست مي آيد باعث گرديد كه سطح زير كشت اين گياه به سرعت افزايش پيدا كند. شرايط آب و هوايي مناسب بالاخص مناطق جنوبي كه به احتمال زياد مركز اوليه كاشت اين گياه در ايران بود نيز توسعه كشت اين محصول را در كشور رونق داد.

ذرت در فرهنگ كشاورزي شهرستان پاسارگاد جايگاه قابل اعتماد و اتكايي پيدا نموده است به نحوي كه در سراسر استان كم و بيش بعنوان كشت دوم مورد استفاده قرار مي گيرد و بالغ بر 90 درصد مزارع نيز بصورت تمام مكانيزه كاشت داشت و برداشت مي گردد.

ذرت بعنوان يكي از مهمترين و پر درآمدترين محصولات كشاورزي شهرستان پاسارگاد است كه عرصه اقتصادي و بازرگاني آن قابل توجه و غير قابل كتمان است. گردش مالي مرتبط بر اين محصول بر ساير فعاليت هاي داخل استان از جمله صنعت حمل و نقل، فرآوري محصول و كارخانه ها، صاحبان و رانندگان ماشين آلات، صنايع روغن كشي و كارخانه هاي توليدي كود شيميايي و سم، بيمه و ... نقش ذرت را در اشتغال شهرستان نمايان مي سازد.

شهرستان پاسارگاد با اقليمي سرد و خشك سالانه صدها هكتار كشت ذرت علوفه اي داشته است كه غالب اين كشت در منطقه بخش مرکزی شهرستان  صورت مي پذيرد. اقليم سرد باعث گرديده كه كشت ذرت بعنوان كشت دوم بعد از برداشت گندم و جو در ماههاي خرداد و تير شروع و مهر الي آبان ماه نيز برداشت گردد.

كشاورزان براي اينكه بتوانند حداكثر علوفه را از محصول خود برداشت نمايند اقدام به كشت رقم 704 مي نمايند و بطور متوسط سالانه بين 60 الي 90 تن در هكتار از مزرعه خود محصول برداشت  مي نمايند.محصول برداشتي اكثراً در دامداري هاي خود شهرستان بصورت سيلو و يا به استانهاي يزد و اصفهان حمل مي گردد.

با توجه به تاريخ برداشت در شهرستان و كمبود علوفه در اين موقع از سال كشاورزان امیدوار هستند  از فروش محصول راضي باشند. در شهرستان پاسارگاد بسته به آب و هواي سال كمتراتفاق افتاده كه مزرعه اي بصورت دانه اي برداشت گردد و به علت وجود سرما نگهداري ذرت بعنوان برداشت دانه اي از ريسك بالايي برخوردار بوده است

و اما تنها دغدغه ای که این روزها کشاورزان دارند حضور دلالان است که محصول ذرت را به کمترین قیمت خریداری میکنند و به بالاترین قیمت به مصرف کننده میفروشند.

بر همین اساس میطلبد که مسئولین مربوطه با ارائه راه کارهای مناسب برای پایین نیامدن نرخ ذرت علوفه ای و جلوگیری از فعالیت دلالان و واسطه ها انجام دهند.

وبلاگ طلبه نوشت:

به نظر شما بهترین مسئول اداره در شهرستان پاسارگاد کیست؟

 

بهترين، آن كسى است كه درد كشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم يگانه و صميمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافيگرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافيگرى و تجمل ‏پرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافيگرى باشد، مردم را به سمت اشرافيگرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد...

 

 

 

برگزاری جلسات زاید و بی فایده در کدام اداره بیشتر است؟

 

 

 

 

آیا هنگام مراجعه به اداره مورد نظر مسئولین جوابگوی شما هستند؟

 

 

 

 

مقام معظم رهبری:

 

مردم سعى كنند صالح‏ ترين را انتخاب كنند. آن كسانى كه نامزد رياست جمهورى ميشوند و در شوراى نگهبان صلاحيت آنها زير ذره بين قرار ميگيرد و شوراى نگهبان صلاحيت آنها را اعلام ميكند، اينها همه‏ شان صالحند. اما مهم اين است كه شما در بين اين افراد صالح، بگرديد و صالح‏ترين را پيدا كنيد. اين جا جائى نيست كه من و شما بتوانيم به حداقل اكتفاء كنيم؛ دنبال حداكثر باشيد؛ بهترين را انتخاب كنيد.
بهترين كيست؟ من نسبت به شخص، هيچ‏گونه نظرى ابراز نميكنم؛ اما شاخصهائى وجود دارد. بهترين، آن كسى است كه درد كشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم يگانه و صميمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافيگرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافيگرى و تجمل ‏پرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافيگرى باشد، مردم را به سمت اشرافيگرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد. اينى كه ما گفتيم امسال، سال حركت به سوى اصلاح الگوى مصرف است، يعنى امسال سالى است كه ملت ايران تصميم بگيرد كه با اسراف مبارزه كند. نميگوئيم بكلى و يكباره و در طول يك سال، اسراف تمام بشود؛ نه، ما واقع‏ بين‏ تر از اين هستيم؛ ميدانيم اين كار مال ساليان پى در پى است و بايد كار بشود تا به اين فرهنگ برسيم؛ بايد اين كار را شروع كنيم.

 

بیانات در جمع مردم استان كردستان‏ در ميدان آزادى سنندج‏  ۱۳۸۸/۰۲/۲۲

وبلاگ علی آباد کمین اندوه دیروز نوشت:

قال بنج

بنج[1] سرخ داشتیم و بنج زرد. بنج زرد هم دو نمونه بود: یکی اونایی که کمر باریک تر بودن و زیر برجه های[2] باغ و سقف هرس[3] و بالیویی[4] خونه ها قال[5] میکردن؛ و یکی دیگه هم بنج های زردی که تپل تر بودن و زیر زمین قال میکردن.

 

بنج های سرخ هم عمدتا لای جرز دیوارها و توی پی سنگی خونه ها و درون زمین قال میکردن. نیش بنج سرخ دردناک تر و وحشتناک تر از نیش بنج های زرد بود.

 

 

  سقف بالیو و هرسی خانه ی ما؛قال بنج زرد 

 

ظهرهای تابستون که میشد سرگرمی ما بچه ها دوره افتادن توی روستا بود و خراب کردن قال بنج ها. همچین میکشتیمشون تا برسیم به ملکه شون؛ البته همچین هم بی نصیب نمیموندیم و یکی از همین بنج ها حسابی خدمتون میرسید و سر و کله مون رو تا یه مدتی بیشتر شبیه هندونه و بادمجون و خربزه میکرد؛ تا سر و کلّه ی آدمیزاد...

 


[1] Benjزنبور:

[2] Borjeپرچین:

[3] Harasچوب های سقف خانه

[4] Bālēy – owحصیرهایی که در معماری گذشته، بر رویه درونی  سقف خانه و روی هرس ها پهن میکردند

[5] Qālلانه:

وبلاگ هیئت فوتبال نوشت:

مسابقات فوتبال دسته دوم استان فارس در شهرستان پاسارگاد به پایان رسید.به این مسابقات انتقادهای زیادی وارد بود که به اختصار به بعضی موارد آن میپردازیم:

1-وضعیت داوری این دوره از مسابقات به نحوی بود که به گفته اکثر سرپرستان و مربیان تیم ها هشت تیم شرکت کننده در مسابقات موش آزمایشگاهی جهت پرورش داوران بودند.

2-به هیچ عنوان داوران شرکت کننده در مسابقات در سطحی نبودند که بتوانند این مسابقات را قضاوت نمایند.

3-ورودیه این مسابقات هشت میلیون (هشتصد هزار تومان)بود که هر بازی برای تیم ها دویست هزار تومان هزینه برداشته است.(البته برای تیمی مانند فراشبند و هیئت فوتبال اوز هر مسابقه چهارصد هزار تومان) البته این مبلغ به غیر از هزینه ایاب و ذهاب و غذا و... بوده است.همچنین هر تیم مبلغی در حدود سیصد هزار تومان بابت حق عضو به هیئت فوتبال استان فارس جهت واریز به حساب فدراسیون فوتبال پرداخت کرده اند.

4-مسابقات در روز اول شروع شده ولی متاسفانه کارت ورود به زمین برای تعدادی بازیکن از هر تیم صادر نشده بود.

5-وضعیت صدور کارت ورود به زمین مسابقات برای بازیکنان خیلی نامناسب بود که با دیدن تصاویر زیر خود متوجه میشوید.

7-ناظران مسابقات که فقط باید در قسمت خود نظارت میکردند در تمام کارها نظارت میکردند به طور مثال رئیس کمیته داوران هیئت فوتبال استان که باید بر کار و نحوه قضاوت داوران نظارت میکرد کارت ورود به زمین بازیکنان را بازدید میکرد.

هنوز انتقاد های زیادی هست که بعدا به شرح آنها میپردازیم.

نظرات بینندگان
نظر شما
نام : ایمیل :
* نظر :
تبلیغ
تبلیغ 2
تبلیغ 3
تبلیغ 4
تبلیغ 5
تبلیغ 6
تبلیغات 6
تیلیغات 7
تبلیغات8