کد خبر:2373
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۳ - ۲۲:۲۴:۲۲
وب نویسان فعالی در شهرستان پاسارگاد هستند که وبلاگ های آن ها از سطح نسبتا بالایی برخوردار است. محتواهای خواندنی این وبلاگ ها گرچه مشتری خاص خود را دارد اما به منظور معرفی هر چه بیشتر، طنین پاسارگاد در نظر دارد به صورت هفتگی گزیده بهترین های وبلاگی را در قالب «گلچین وبلاگی» هر هفته تقدیم شما خوانندگان گرامی نماید.
پایگاه تحلیلی خبری طنین پاسارگاد:

طنین پاسارگاد: وب نویسان فعالی در شهرستان پاسارگاد هستند که وبلاگ های آن ها از سطح نسبتا بالایی برخوردار است. محتواهای خواندنی این وبلاگ ها گرچه مشتری خاص خود را دارد اما به منظور معرفی هر چه بیشتر، طنین پاسارگاد در نظر دارد به صورت هفتگی گزیده بهترین های وبلاگی را در قالب «گلچین وبلاگی»  هر هفته تقدیم شما خوانندگان گرامی نماید.

یقیناً مطالب بسیاری زیادی در فضای وبلاگی شهرستان وجود دارد که شایسته بهترین ها هستند، لذا گلچین این مطالب به معنای نادیده گرفتن زحمات دیگر وبلاگ ها نمی‌باشد. بر این اساس تمامی وبلاگ نویسان عزیزی که مایلند مطالب آنان منتشر شود می توانند به منظور معرفی وبلاگ خود، مطالب تولیدی خود را از طریق ارسال نظر در زیر همین مطلب یا از بخش ارتباط با ما  ویا با مراجع به وبلاگ مرکزی شهرستان به آدرس www.patogheweblagi.blogfa.com (پاتوق وبلاگی پاسارگاد که باشگاه وبلاگ نویسان پاسارگاد می باشد) و تبادل لینک با این وبلاگ با ما ارتباط برقرار کنند .

وبلاگ حرف های ناگفتنی نوشت:

 

 موتورسیکلت:

میگم ای موتوریا چرا ایجوری میکنن تو شهر .هی میرن بالا هی میان پایین آخه یکی نیست بگه خو لا مصصب چه مرگیته چرو با جونه خودت بازی میکنی می از جون خودت سیری حالا اگه از جونه خودت سیری چرا میخی یکیه دیگه رو  بدخت کنی  .

عجب بدبختی هستا من نمدونم ای فرهنگ موتور سوار شدن کی میخواد درست بشه .خو آخه کدوم موتور امنیت دره که ای جوونا ای جوری سوار میشنو قی قاژ میدن .یکی میخواد به اینا بگه ای موتور یه وسیلی خطرناکیه نه حفاظ مناسبی دره نه میشه تعادل اونو حفظ کنی .میگما اگه تو کل سال بشمری چندتو با موتور تصادف میکنن میمیرن .خدا وکیلی یه نفر یه مسئولی یه آماری منتشر کنه  بینیم چه خبره .

حالا یهو ای بچای نیرو انتظامی میان یه طرحی اجرا کنن و موتوریای خلافکارو بگیرن اونو که اهل خلاف ملاف هستن همی که یکیشون میفهمه انگار کل دونیا فهمیدن دیه هیچکدومشون پیدشون نمیشه ها حالا از او طرفم میبینی یه کشاورز بدبخت از خدا بیخبریم داره از سر کار خسته و کوفته میاد یهو دو سه تا سرباز میان جلوشو میگیرن .چی شده چی طور شده .حالو بیو پوین توبهت بگم پیاده شدن همونو رفتن موتور تو پارکینگ همون.

حالا یه ده پومزه روزی پوی پیاده برو سر زمینو بیو تا بتونی موترتو آزاد کنی .خو درسته کارتون خیره میخواید ای موتوریی خلاف کورو بگیرین ولی ای کشاورز بدخت چه گونوی داره ها .یه چند روز دییه مدرسا  وا میشه او وقت بیو ببین جوون موتور سوار داره چیکار میکنه.هی میره بالا هی میا پایین از ای خیابونو میره از او خیابونو میاد


  و اما اصل مطلب:

 متأسفانه هنوز فرهنگ استفاده از این وسیله نقلیه نهادینه نشده است.امنیت پایین موتورسیکلت به عنوان

وسیله‌ای که این روزها بیشتر جوانان از آن استفاده می‌کنند ، فرهنگ‌سازی استفاده صحیح از این وسیله نقلیه, بسیار حیاتی است، موتورسکلیت وسیله نقلیه خطرناکی است و به دلیل نداشتن حفاظ مناسب و عدم تعادل کافی، اگر درست استفاده نشود می‌تواند وسیله بسیار خطرناکی باشد، به گونه‌ای که ۲۰ درصد از تلفات جاده‌ای در سال مربوط به موتورسواران بود.

طرح ارتقای ایمنی راکبین موتورسوار باید درپاسارگاد  اجرا شود ، چرا که معتقدیم مواردی از قبیل انحراف به چپ ، تک‌چرخ زدن ، عدم استفاده از کلاه‌ایمنی و حمل یدک ، از جمله مواردی است که ایمنی سرنشینان موتورسیکلت را به خطر می‌اندازد و این امر اهمیت فرهنگ‌ سازی را دو چندان می‌کند.

مرگ و میر بسیاری از موتورسواران در سوانح به علت عدم استفاده از کلاه‌ایمنی بوده و ۶۰ درصد ضربات در تصادفات به سر و صورت وارد شده است که باید فرهنگ‌ سازی لازم در این زمینه صورت گیرد

عدم رعایت سرعت مطمئنه، نقص سیستم روشنایی،  عدم توجه به جلوعدم استفاده از کلاه ایمنی،، انحراف به چپ، تغییر مسیر ناگهانی، عدم رعایت حق تقدم، عدم توانایی در کنترل وسیله نقلیه به علت نقص سیستم ترمز و مواردی از این قبیل، از علل اصلی تصادفات موتورسواران به‌شمار می‌رود.

البته طرح ارتقای ایمنی برای راکبین به این معنی نیست که با اجرایی شدن بیبایند موتورسیکلت  کشاورزی را که خسته و کوفته از سر زمین به خانه می آید را گرفته و به پارکینگ منتقل کنند.

و اما تنها راه این است که فرهنگ موتورسیکلت سواری درست شود و مردم و به خصوص جوانان نسبت به استفاده درست تر از این وسیله فهیم تر شوند.

موتورهای هوندا

 

وبلاگ صبا نوشت:گلباران قبور شهدا که عصر پنج شنبه در گلزار شهدای علی آباد کمین شهرستان پاسارگاد با حضور جمعی از فرهنگیان ودانش آموزان انجام شد .

 

 وبلاگ حرف بچه های دولت آباد نوشت:با نزدیک شدن به ماه محرم و صفر و زیاد شدن عروسی ها این متن رانوشتم نمیدانم چقدر تایید میکنید ولی تا آخر بخوانید و نظر دهید:

  از شب هایی که ما با جوان ها و حتی میانسالای ده برای تماشای جشن های قبل از عروسی به محلات نسبتا دور همجوار می رفتیم سال های زیادی نگذشته ، بزرگتر ها چند دسته چوب انار تهیه می کردند تا برای ترکه بازی برن به دهات دیگه، پای پیاده و از بین مزارع و زمین ها  می گذشتیم تا به عروسی برسیم و با موسیقی اصیل و بومی ( سرنا و نقاره ) همراه با رقص (حرکات ورزشی نمایشی ) و کشتی تماشا کنیم .  بعد ها هم ارکستر پیدا شدند و با ویولون و ضرب و آکاردئون ، که بتدریج پای رقص به مفهوم امروزی ( بقولی منکرات ) باز شد .

 با آمدن ناجیان عالم بشریت ( برق و باتری و چراغ قوه و تیلر و تراکتور ) وضع بهتر شد و ایاب و ذهاب راحت تر ، اما دیگر رفتن به عروسی ها کمرنگ شد ، چون تلویزیون اومد با اون همه تازگی و تنوع ، از طرفی عروسی ها هم رفته رفته خصوصی تر شده و با رقص و ... از حالت یک مراسم جمعی و محلی منطقه ای در اومد .

 از شب هایی که ما با جوان ها و حتی میانسالای ده برای تماشای جشن های قبل از عروسی به محلات نسبتا دور همجوار می رفتیم سال های زیادی نگذشته ، بزرگتر ها چند دسته چوب انار تهیه می کردند تا برای ترکه بازی برن به دهات دیگه، پای پیاده و از بین مزارع و زمین ها  می گذشتیم تا به عروسی برسیم و با موسیقی اصیل و بومی ( سرنا و نقاره ) همراه با رقص (حرکات ورزشی نمایشی ) و کشتی تماشا کنیم .

           بعد ها هم ارکستر پیدا شدند و با ویولون و ضرب و آکاردئون ، که بتدریج پای رقص به مفهوم امروزی ( بقولی منکرات ) باز شد .

          با آمدن ناجیان عالم بشریت ( برق و باتری و چراغ قوه و تیلر و تراکتور ) وضع بهتر شد و ایاب و ذهاب راحت تر ، اما دیگر رفتن به عروسی ها کمرنگ شد ، چون تلویزیون اومد با اون همه تازگی و تنوع ، از طرفی عروسی ها هم رفته رفته خصوصی تر شده و با رقص و ... از حالت یک مراسم جمعی و محلی منطقه ای در اومد      با اومدن انقلاب چند سالی محدودیت های اخلاقی و اجتماعی ، خصوصا بخاطر جنگ و آوردن شهیدان ، عروسی ها هم متحول شدن و از یه سری افراط ها و بی بندوباری ها در اومد .

        با اومدن سینما و تلویزیون تغییراتی هم در نحوه پوشش و ظاهر جوانان پیش اومد ، در حد بلند کردن موی سر و گشاد شدن دمپای شلوار ، اما تغییرات چندونی هنوز به پوشش زنان نرسیده بود که با اومدن انقلاب و تحولات همراهش ، خطر تفریط در پوشش زنان رفع شد. 

        عروسی ها جمع و جور شد و به یک مراسم ساده خانگی تقلیل پیدا کرد ، جوانان از ابتلای به انواع مشکلات اجتماعی نجات یافتند ، دیگر مشروب فروشی ای وجود نداشت ، سیگار و حتی در مواردی تریاک ، که جزء پذیرایی عروسی ها بود ، برچیده شد ، خلاصه یه چند سالی اوضاع روبراه شده بود ، در دهه اول انقلاب ، جوانان معتاد و بیکار و بی خاصیت و ... نداشتیم .

        اما متاسفانه این وضع دوام نیاورد ، در اواخر دهه دوم با شروع بیکاری ها و تورم و گرونی و سرخوردگی ها و ... انواع مشکلات سر راه جوانان قرار گرفت و اونایی که نظارتی بر سرشون نبود به انواع گرفتاری ها ، خصوصا اعتیاد ، که سردسته مفاسد هست ، مبتلا شدند و ...

        و اما عروسی هاعلیرغم اوضاع تورمی و بیکاری ها و افت درآمدها ، بتدریج تشریفاتی تر شد و از عروسی در منزل و زیر چادر ، به سالن های پذیرایی منتقل شد ، خوشبختانه محدودیت اختلاط زن و مرد در سالن ها باقیست ، اما اونچه باعث تاسف هست سر و وضع بعضی جووناست ، از پسر بچه 6 ساله ای که موهاشو سیخ کرده تا جوون 15 ساله ای که دور تا دور سرشو از ته ماشین کرده و یه کاکل ناقص بالای سرش گذاشته ، تا فیافه های اوراق و مشمئز کننده معتادین ، خوشبختانه از وضع دخترا و خانم ها در سالن زنانه تقریبا بی خبریم ، ولی قطعا مشکلات پوششی و آرایشی در اون سالن بیشتر هست که موجب اعتراض خانم ها میشه .

       آنچه مهم بنظر میرسه ، بی توجهی خانواده ها به همین تغییرات ظاهری ظاهرا ناچیز هست که قطعا مقدمه ای بر انحراف بی شمار پیش روست ، در حالی که باید از همین ابتدا ، با همصحبتی و تفهیم اشکال این تغییرات و هم با مقاومت ، در مقابلش عکس العمل نشون بدن .  آنچه که امروز می توان با بیل بست ، فردا روز با پیل هم نمیتوان در برابرش ایستاد . نهال باید در  سنین کودکی فرم و حالت بگیره .

          امروز که اگر لازم باشه امکان زدن تشری هست ، مقابله نشه ، فردا سیلی خوردن پدر و مادر حتمی ست  در سابق عروسی ها روز برگذار میشد ، معمولا یک ساعت مونده به غروب هم مراسم عروس برون بود ، و تا غروب عروس به منزل داماد رسیده و مراسم تموم میشد ، اما الان دیگه تو کارت عروسی رسما می نویسن تا پاسی از شب ، که از همینجا قصه مدعوین شروع میشه

قصه مدعوین در عروسی ها

، وقتی به سالن میرسن حتی الامکان سعی دارن جایی پارک کنن ، که بتونن زودتر دربرن و تو ترافیک نیفتن . در طول مراسم هم روی صندلی غذاخوری سالن ، که قاعدتا فقط مناسب غذاخوری و نشستن کمتر از یک ساعت هست ، باید چند ساعت این پا و اون پا بکنن و ساعت نگاه کنن تا بالاخره خیلی خوش شانس باشن ساعت یازده و نیم شام بخورن و ساعت دوازده تو پارکینک منتظر خانم ها باشن و با اومدن خانم ها الفرار.

       بدبختی بعدی مال همسایه های داماده ، تازه ساعت یک شب عروس به منزل رسیده و در خلوت و سکوت شب ، اکوی خونه داماد با صدای بلند شروع به اجرای برنامه میکنه و واقعا تا پاسی از شب همه اطرافیان رو جان به لب میکنه .

   

      واقعا جای تعجبه ، بعد چند سال با هم بودن شبانه روزی عروس و دوماد ، کجای این شب این همه بزن و بکوب داره ؟ 

      کاش مثل سابق تا شب زفاف عروس و دوماد همدیگه رو نمیدیدن ، تا زودتر عذر مردم رو بخوان و برن پی کارشون ، و ملت هم شب جمعه ای جان بسر نشن  

تا باشه عروسی و خیر و خوشی باشه

بشرط اینکه مزاحم دیگرون نشن

وبلاگ پایین تر از شهر نوشت:

ﻣﺴﺠﺪﺗﻮ ﺑﺴﺎﺯ ﺣﺎﺟﯽ...

ﮔﻼﯼ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻞ ﻓﺮﻭﺵ ﺳﺮ ﭼﻬﺎﺭ ﺭﺍﻩ ﺭﻭ ﮐﺴﯽ

ﻧﺨﺮﯾﺪ، ﺣﺎﻻ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻨﺸﻮ ﻣﯽ ﻓﺮﻭﺷﻪ

ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﻣﺴﺠﺪﺗﻮ ﺑﺴﺎﺯ ﺣﺎﺟﯽ...

ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﮊﻧﺪﻩ ﯾﻪ ﭘﺪﺭﻩ ﮐﻪ ﺷﺒﺎ ﺳﺮ ﺩﺭ

ﮔﺮﯾﺒﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﭼﻮﻥ ﺩﺳﺘﺎﺵ ﺧﺎﻟﯿﻪ

ﺍﻣﺎ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ، ﺗﻮ ﻣﺴﺠﺪﺗﻮ ﺑﺴﺎﺯ ﺣﺎﺟﯽ.... 

ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﻮﻡ ﻋﻤﺮﺷﻮﻧﻮ ﺳﺮ ﺩﺭ ﮔﺮﯾﺒﺎﻥ

ﺍﺷﮏ ﻭ ﻣﺎﺗﻢ ﺩﺍﺭﻥ 

ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻥ ﭘﺪﺭ ﺳﺮ ﺩﺭ ﮔﺮﯾﺒﺎﻥ

 ﻭ ﻧﻪ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻞ ﻓﺮﻭﺵ 

ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺵ

ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﯼ ﺩﺍﻍ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ

ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﻧﺪ

ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺣﺎﺟﯽ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﯼ ﮔﻠﺪﺳﺘﻪ ﻫﺎﺳت 

ﻣﯽ ﮔﻦ ﮔﻠﺪﺳﺘﻪ ﻫﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﻧﺸﻮﻧﻪ ﺭﻓﺘﻦ

ﻫﺮﭼﯽ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ، ﺑﻬﺘﺮ

ﻣﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﮔﻠﺪﺳﺘﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ!!!

ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﺭﻭ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺣﺎﺟﯽ ، ﺗﻮ ﺯﻭﺩﺗﺮ

ﻣﺴﺠﺪﺗﻮ ﺑﺴﺎﺯ...

 ﻣﺴﺠﺪﺗﻮ ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﯽ ، ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﯿﺎﻡ ﺩﺍﺧﻠﺶ

ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﻧﺪﻥ

ﺁﺧﻪ ﺗﻮ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺳﺎﺧﺘﯽ ﻧﻤﺎﺯﻡ ﻧﻤﯿﺎﺩ!!

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﻧﻮﮎ ﮔﻠﺪﺳﺘﺶ 

ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﺫﺍﻥ ﮔﻔﺘﻦ!!

ﺁﺧﻪ ﮔﻮﺵ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻣﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺍﺫﺍﻥ ﭘﺮﻩ ﻣﺜﻞ ﮔﻮ 

ﺗﻮ ﺍﺯ ﺣﺮﻑ ﺣﺴﺎﺏ

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻠﺖ ﺧﺮﺍﻓﻪ ﺟﻮﯼ ،

ﻤﯿﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﯽ ﺍﻣﺖ ﺧﺪﺍﺟﻮﯼ،

ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﺒﺮﻡ . . . . . . . .

وبلاگ بچه های دولت آباد نوشت:1-هر دم بریده ای یک چراگاهی دارد:هر شخصی جایی و مکان خاصی برای انجام امورات روززانه و اجتماعی خود دارد

2-او در خونه شلیه:به چیزی که دم دستت هست ناز میکنی چیز بدتر گیزت میاد

3-چهارقد مادر سر دختره:دختر مثل مادر میباشد

4-یک سوزن به خودت بزن یک جالدوز به مردم:اول خودت رو اصلاح کن بعد بگو مردم خودشون رو اصلاح کنن

5-به درد شل لی برم هم نمیخوری:برای هیچ کاری به درد نمیخوری

6-دست بزار رو کلاه خودت تا باد نبرتیش:خودت فکر خودت باش

7-راه با رفیق خوشه:تنهایی مسافرت کردن خوش نمیگزره

 

8-کمه اگه بگیری مشتیه ولش کنی دشتیه:آدمی هر چی بخوره سیر نمیشه  هر چی بخوره شکمش بزرگتر میشه

 

9-نه رویی در وطن دارم نه دلم شاده:در دو راهی گیر افتاده

 

10-انگاری بند تومون هست:یک جا بند نیست هر دقیقه جایی هست

 

11-دوست مارو یاد کنه نگو با یک گردوی پیک:دوست اگه دوست باشه ما رو یاد میکنه نگو یک گردوی پوک بهم بده

 

12-زبون دور دهنت تو نده:حرف دلتو بزن

 

13-خداوندا سه چیز دادی به یک بار/خر لنگ و زن زشت و طلبکار/خداوندا زن زشت و تو بردار/خودم دونم خر لنگ و طلبکار:گاهی اوقات مشکلاتی اتفاق می افتد که دست انسان نیست ولی رگر حل شود مشکلات دیگر نیز حل میشود.

 

14-خر نخیرده رفته آخورشه بسته:هنوز هیچ کاری انجام نداده برایش برنامه ریزی کامل انجام داده:

 

15-کاه کهنه باد نده:اتفاقی که قبلا افتاده یاداوری نکن

 

16-چرا زورت رو به التماس میدی:

 

17-هر سری یک عقلی داره:هر شخصی یک دیدگاهی داره پس باید از نظرات همه استفاده کرد

 

18-دختر پله مردم رهگذر:هنگام خواستگاری بکار میرود

 

19-تو که ساله ساختی ماهم بساز:درخواست مهلت برای کاری را انجام دادن

 

20-پی رو دادن دست گربه:

 

21-برو فکر نون باش که خربزه آبه:در زندگی بدنبال سود و معیشت خودت باش و بدنبال کارهای بیهوده و ضرردار نباش

 

22-دو جون گرفتاره:قرار گرفتن بر سر دوراهی

 

23-سزای گرون فروختن نخریدن هست:هر موقع مغازه داری چیزط گرونی فروخت دیگه از اون وسایل نخر

 

24-ته توشه در بیاری:پی بردن به یک امر و مسئله مهم

 

25-تو این هیت و پیت:تو این گیر و دار

 

26-دل دو گذاشتن:همه چیز را بیان کردن

 

27-پاش رو پوست پیازه:بهش اعتباری نیست

وبلاگ گروه فرهنگی سرنا منتشر کرد:

 

 وبلاگ حرف بچه های دولت آباد نوشت:

جنگ تمام نشده است

كوچه ‏هايى كه هر كدام به نام شهيدى آذين شده، فراموشى ما را جار می‏زند؛ آن گاه كه از مرثيه خون شهيد، تنها آهنگ پروازش را مىیشنويم، آن گاه كه در پس گريه ‏هاى مادر شهيد، زبانى براى تسلى نداريم؛ جز مشتى واژه ‏هاى كليشه؛ جز الفاظى كه نشان بی‏دردى ماست.

فلسفه خون شهيد

شهدا رفتند تا ما ماندن را دريابيم. فلسفه خون شهيد، جز پيام روشن حركت نيست؛ حال آنكه خيابان‏هاى غبار گرفته در هجوم معصيت، سال‏هاست وجدان زمان را زير سؤال برده است. بازارهاى مسخ شده در هياهوى نان، ساليانى است حقيقت ايمان را به حراج گذاشته است.

ميراث شهيدان

به هوش باشيم كه شهدا، چشم بيدار تاريخند و هر لحظه، در شهود زواياى عمل ما. يادمان باشد، ما ميراث دار حريم مردانى هستيم كه رايحه معاد را در كالبد جهان ما دميده‏اند؛ شهدايى كه مصداق بارز حضورند و تجلّى آشكار هدايت.

 

 

فراخوان شهادت

يادمان باشد راه دراز است و مقصد بلند!

يادمان باشد اين جاده را چراغ خون شهدا روشن نگاه داشته تا ما به سلامت بگذريم!

يادمان باشد كه شهدا، تاوان فراموشى خاك را به قيمت نفس‏هايشان پرداختند؛ تا امروز من و تو، بر هم نهيب زنيم كه دارد دير مى‏شود. بايد برخاست و صداى هميشه جارى شهيدان را دريافت كه از مصدر عاشورا، ما را به حضورى پر رونق فرا مى‏خوانند.

جنگ تمام نشده است

جنگ به پایان نرسیده است! همان گونه که اُحُد نیمه ‏ای پنهان داشت. مبادا غنیمت، هزیمت ما را رقم بزند و زرق و برق سال‏های آرامش، چشم‏های نافذمان را کور کنند!

وبلاگ بچه های دولت آباد نوشت:

 آنچه آدمی را سیر می کند نان نیست، نور است.

این همه گندم، این همه کشتزارهای طلایی، این همه خوشه در باد را که می خورد؟ آدم است، آدم است که می خورد.
این همه گنج آویخته بر درخت، این همه ریشه در خاک را که می خورد؟ آدم است، آدم است که می خورد. 
این همه مرغ هوا و این همه ماهی دریا، این همه زنده بر زمین را که می خورد؟ آدم است ، آدم است که می خورد. 
هر روز و هر شب، هر شب و هر روز زنبیل ها و سفره ها پر می شود، اما آدم گرسنه است. آدم همیشه گرسنه است.


دست های میکائیل از رزق پر بود. از هزار خوراک و خوردنی. اما چشم های آدمی همیشه نگران بود. دست هایش خالی و دهانش باز.
میکائیل به خدا گفت: خسته ام ، خسته ام از این آدم ها که هیچ وقت سیر نمی شوند. خدایا چقدر نان لازم است تا آدمی سیر شود؟ چقدر !
خداوند به میکائیل گفت: آنچه آدمی را سیر می کند نان نیست، نور است. تو مامور آن هستی که نان بیاوری. اما نور تنها نزد من است و تا هنگامی که آدمی به جای نور، نان می خورد گرسنه خواهد ماند.
*** 
میکائیل راز نان و نور را به فرشته ای گفت. و او نیز به فرشته ای دیگر. و هر فرشته به فرشته دیگری تا آنکه همه هفت آسمان این راز را دانستند. تنها آدم بود که نمی دانست. اما رازها سر می روند. پس راز نان و نور هم سر رفت. و آدمی سرانجام دانست که نور از نان بهتر است. پس در جستجوی نور برآمد. در جستجوی هر چراغ و هر فانوس و هر شمع.

اما آدم، همیشه شتاب می کند. برای خوردن نور هم شتاب کرد. و نفهمید نوری که آدمی را سیر می کند نه در فانوس است و نه در شمع. نه در ستاره و نه در ماه.
او ماه را خورد و ستار ها را یکی یکی بلعید. اما باز هم گرسنه بود.
**
خداوند به جبرئیل گفت: سفره ای پهن کن و بر آن کلمه و عشق و هدایت بگذار. 
و گفت: هر کس بر سر این سفره بنشیند، سیر خواهد شد.
سفره خدا گسترده شد؛ از این سر جهان تا آن سوی هستی. اما آدم ها آمدند و رفتند. از وسط سفره گذشتند و بر کلمه و عشق و هدایت پا گذاشتند.
آدم ها گرسنه آمدند و گرسنه رفتند. اما گاهی، فقط گاهی کسی بر سر این سفره نشست و لقمه ای نور برداشت. و جهان از برکت همان لقمه روشن شد. و گاهی ، فقط گاهی کسی تکه ای عشق برداشت و جهان از همان تکه عشق رونق گرفت. و گاهی، فقط گاهی کسی جرعه ای از هدایت نوشید و هر که او را دید چنان سرمست شد که تا انتهای بهشت دوید.
***
سفره خدا پهن است اما دور آن هنوز هم چقدر خلوت است. 
میکائیل نان قسمت می کند. آدم ها چنگ می زنند و نان ها را از او می ربایند.
میکائیل گریه می کند و می گوید: کاش می دانستید، کاش می دانستید که نور از نان بهتر است.

 بسیج کارمندی نوشت:

 امروزه نقش و جایگاه رسانه ها درحدی است که نمیتوان زندگی را بی حضور آنها قابل تصور دانست. رسانه ها فقط وسیله ی سرگرمی نیستند بلکه در بسیاری از جنبه های فعالیت های اجتماعی فردی انسان ها نقش دارند.

رسانه ها فقط وسیله ی سرگرمی نیستند...

لطفا لینک زیر را دنبال نمایید:

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/306623

وبلاگ صبا پاسارگاد نوشت:دیدار سرپرست کانون بسیج فرهنگیان باخانواده شهید پور عسکری شهرستان پاسارگاد با جمعی از خواهران فرهنگی که این دیدار در روز پنج شنبه انجام شد. 

وبلاگ بچه های دولت آباد نوشت:خدايا زهراي 9 ساله چقدر معصومانه نامه نوشته

 متن نامه زهرا كه با دست خط خودش نوشته شده به شرح زير مي نويسم تا بهتر بتونيد بخونيد

 "متن نامه زهرا ۹ ساله به رزمندگان اسلام در سال۱۳۶۲"

با سلام به امام زمان (ع) و درود به امـام خمينـــي

سلام به رزمندگان اسلام .

نام من زهرا مي باشد . اين هديه را كه نان خشــك و

بادام است براي شما فرستادم . پــدرم مي خـواست

جبهه بيايد . ولي او با موتور زير ماشين رفت وكشته شدمن نه سال دارم ونصــف روز بــه مدرســه ونصف ديگر را قالي بافي مي روم . مادرم كار مي كند ما پنج نفر

هستيم پدرم مُرد وبايد كـار كنيــم ومن نود دو  روزكار كردم تا براي شما رزمندگــان توانستـم نــان

بفرستم از خـدا مـي خـواهـم كه ايـن هـديـه رااز يك يتيـم قبــول كنيــد و پس ندهيـد ومـرا

كربلا ببريد آخر من ومادرم خيلي روزه مــي گيريم تا خرجي داشته باشيم.

مــادرم ، خــودم ، احمد و بتول وتقي برادر كوچك من سلام مي رسانيم .

خدا نگهدار شما پاسداران اسلام

باشد .8/11/62

«  خدايا زهراي عزيز را به تمامي آرزوهاي كوچك و بزرگش برسون »       " آمين "

 وبلاگ قند تلخ منتشر کرد:

وبلاگ اطلاعات عمومی نوشت:آیامیدانید: شروع جنگ ایران و عراق ازتاریخ 31/6/59 بوده است .

 آیا میدانید: عراق با12لشگر زرهی ، مکانیزه ، پیاده و 36 تیپ مستقل از 3 محور ( جنوبی ؛ میانی ؛ شمالی)  به ایران حمله کرده است.

 آیا میدانید: عراق باماشین جنگی (5400 دستگاه تانگ ، 400 قبضه توپ ضدهوائی ، 366 فروند هواپیما ، 400فروند هلی کوپتر ) به سرزمین اسلامی ایران حمله کرده است.

 آیا میدانید : جنگ تحمیلی عراق بر ایران طولانی ترین و پرهزینه ترین و وسیع ترین جنگ بوده است ( 5/1برابر جنگ جهانی اول ، 2 برابر جنگ جهانی دوم بوده است(

آیا میدانید: در طول8  سال دفاع مقدس 19 عملیات بزرگ ، 19 عملیات متوسط ، 125 عملیات کوچک توسط رزمندگاناسلام انجام شد.

آیا میدانید: جنگ تحمیلی عراق بر ایران 2887 روز (96 ماه ) و  8 سال طول کشیده است.

آیامیدانید : درطول نبرد 8 سال دفاع مقدس 1000 روز نبرد فعال بوده است.

آیامیدانید: در طول 8سال دفاع مقدس :213 هزار شهید ، 140 هزار جانباز ،32۰ هزار مجروح ،40 هزارنفرآزادهتقدیم امت شده است.

آیا میدانید : درطول جنگ تحمیلی عراق بر ایران تعداد 72363 نفر عراقی اسیر و تعداد 395148 کشته وتعداد366فروندهواپیما و90هلیکوپتر سرنگون شده است.

آیا میدانید: درطول 8سال دفاع مقدس: 7 عملیات بارمز یا الله ، 13 عملیات بارمزمحمد رسول الله ،

7 عملیات بانام علی ، 13 عملیات با نام زهرا ، 11 عملیات با نام حسین  و 8 عملیات با رمز یاصاحب الزمان بوده است.

آیا میدانید: درطول 8سال دفاع مقدس:45000 شهید نام محمد

20000 شهید درنامشان کلمه الله داشته اند 

30000شهید نام علی

2000 شهید  نام رضا13000شهید نام حسین

5400 شهید نامعباس 4500 شهید نام اکبر3500 شهید نام اصغر

2300 شهید نام قاسم داشته اند

وبقیه نامهای مطهر دیگری داشته اند

آیامیدانید : از 213 هزار شهید 171235 هزار شهید درخط مقدم ، 16870 نفر براثر حملاتهوائی وتوپخانه وبقیه در مکانهای دیگر از جبهه به شهادت رسیده اند

آیا میدانید:

۴۴ درصد   شهدا سن آنها از16 تا20 سال 

۳۰ درصد    از21 تا 26 سال

۸ درصد     26 تا 30 سال 

۱۸ درصد     بالای 30 سال بوده اند

عزیزان ممکن است این آمارها کمی با دگر آمارها متفاوت باشد اما نفس کار مهم است که همیشه به یاد شهدا باشیم

تقدیم به روح ملکوتی 213هزار شهید دفاع مقدس

وبلاگ حرف بچه های دولت آباد نوشت:

السلام علیکم یا اولیاء الله و اودائه السلام علیکم یا انصار دین الله سلام بر پاک سیرتانی که جان در راه دوست باختند.درود بر دلسپردگان حریم دین و طواف گران کعبه تولی.سلام بر شهیدان شاهد و شاهدان شهید.

 

حالا به یاد آن دیدگان آسمانی و نغمه های روحانی، سر بر دیوار حسرت نهاده ام، و به هوای لحظه ای با شهیدان بودن، گوشه دنجی را می جویم و منتظرم تا آن سعادتمندان چشمهای خسته ام را دریابند.

 

http://dl.aviny.com/Album/defa-moghadas/arshive%20mozoei/lahze%20shahadat/kamel/08.jpgاشک را به پابوسشان آورده ام، و از غربت غریبی می نالم. به یاد روزهایی می گریم که معنویت مهمان دلها بود و شوق و ایثار و وحدت، ستون خیمه برادری.

 

هنوز، دین در ظلمت اندیشی «منورالفکرها» کمرنگ نشده بود. آن روزها، هر شهیدی را که می آوردند، شهر به رنگ ملکوت، در می آمد، باران گریه دلها را می شست، حتی آن دختر بدحجاب به احترام حضور شهید روسریش را جلو می کشید. و آن پسر پانکی از خجالت سر به زیر می افکند.رنگها، رنگ خاکی بسیج بود، و سرخی خون، و سبزی اندیشه های ناب آن روزها «الله اکبر» گوش جان را می نواخت و...

 

«صلوات » از مد نیفتاده بود.

 

«دمکاء» (سوت) جایگزین بکاء نشده بود و تصدیه (کف) جانشین تسبیح نبود.

 

آنچه بها داشت، قرآن و سجاده بود، چفیه بود و لباس رزم و پیشانی بند و عکس امام و پلاک شهید گمنام.

 

دخترها، با یک حلقه ازدواج و لباس ساده به خانه خوشبختی می رفتند و حنظله ها، مسافرت بعد از عروسی را در ارتفاعات «الله اکبر» در کنار امواج خروشان «اروند» و در لاله زار «شلمچه » می گذراندند. و پیکر خونین و خندان را به سوغات می آوردند.

 

آن روزها آرامش در شنیدن آیات «نصر» احساس می شد، نه در هتل چهار ستاره قصر، اما رنگ شهر عوض شده،

 

اما همواره یاری خدا وعده ای همیشگی بوده و در هر غفلتی خون پاک شهید دیده ها را بصیر و اندیشه ها را بیدار کرده است.

 

شهدای دلاور، علمداران فاتح، دلباخته گان خدایی و رزمنده گان ولایی ستاره شدند و به آسمان شهادت پیوستند.

 

آن سروآن تنومند، بر زمین فتادند، تا قرآن اندیشی و ولایتمندی استوار بماند.

 

http://dl.aviny.com/Album/defa-moghadas/arshive%20mozoei/lahze%20shahadat/kamel/18.jpg  شهدای سبزاندیش، سرخ پایان،    بار دیگر آن شهر را از بی دردی به    دردمندی و از تجمل پرستی به جمال جویی و کمال طلبی تغییر دادند و بر اندیشه های دوزخی ملی گرایان خط بطلان کشیدند.

 

 همان قلب پاک شهیدکه به  شوق روز ظهور و به عشق اهل بیت علیهم السلام و با ولای ولی امر زمان

 

می تپیدراه را به یاران بسیجی اش نشان میدهد.

 

 

 

قلب عاشق او نه از کار افتاده، بلکه به کار افتاد. و در دل میلیونها بسیجی جای گرفت.

 

شهید  همای سعادت را صید کرد.

 

و حقانیت ولایت را با خون پاکش امضاء نمودند.

 

و شیرازه افکار دین ستیزان را از هم گسستند.

 

او چون ائمه شهید، شهیدان کربلا، بهشتی، هفتادو دوتن، رجائی، باهنر، حاج همت، باکری، سید مرتضی آوینی و لاجوردی فدای دین شد. تا اندیشه های محکم و اسلام ناب بماند.shohada_nasr19.ir(22)

 

اندیشه هایشان بلند، آرمانهایشان در سینه ها فروزان و راهشان پررهرو باد.

 

پس همیشه به یاد شهدا باشیم

وبلاگ یادداشت های یک طلبه نوشت:

وظايف فردي در امر خطير پاسداري - از نگاه مقام معظم رهبري(مد ظله العالي) - دو بخش است:

  1. پاسداري از خود:

يك پاسدار مي ‏بايست بطور دائم مراقب حركات و اعمال و رفتار و گفتار خودش باشد و خود را رها نكند.
  
2.  پاسداري از ديگران:

داشتن علم و عمل و حفظِ جهت[ديني – انقلابي] براي يك پاسدار يك امر مهم و ضروري است بيشترين مسئوليت در اين خصوص متوجه حوزه ‏هاي نمايندگي ‏است  و نيز فرماندهان. فرمانده در توجه به معنويت بايد به گونه اي عمل كند كه معنويت از وجود او به بدنه سرازير شود. «شما ميوه گرانبهاي شجره طيبه انقلاب اسلامي هستيد، اعتبار و عزت سپاه در گرو عملكرد شما سپاهيان است، هم چنان كه موجوديت انقلاب در گرو عملكرد سپاه است». «سپاه را سپاه نگاه داريد. با كار روي خود و روي كساني كه اهل شما هستند». «شما ميوه گرانبهاي شجره طيبه انقلاب اسلامي هستيد، اعتبار و عزت سپاه در گرو عملكرد شما سپاهيان است، هم چنان كه موجوديت انقلاب در گرو عملكرد سپاه است». «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته» رعيت يعني كسي كه رعايت او و ملاحظه او به عهده‏ شماست. «معنويت سپاه عامل ايجاد وحشت در دل دشمنان است... . روحيه جهادي و عاشورايي ‏فرزندان امام در سپاه و بسيج باعث رعب و وحشت دشمنان مي‏ شود».

منکرات اداری

 

 شهروند گرامی با توجه به شناختی که از سپاه و بسیج دارید نسبت به وظایف ذیل ، بهترین فرمانده سپاه زمان خود را معرفی نمایید؟ 

 ريز وظايف سپاه به شرح زير مي‏باشد:

 1. سازماندهي، آموزش، تجهيز، ايجاد و حفظ آمادگي نيروهاي سپاه متناسب با تهديدها، براي انجام مأموريت ‏هاي سپاه. 
2. سازماندهي، آموزش و آماده به رزم نگه داشتن پرسنل وظيفه سپاه در دوران خدمت ‏ضرورت و احتياط.
3. حفاظت سرزميني بعضي از مناطق كشور. 
4. دفاع و حفاظت از تأسيسات، اماكن، منابع و مراكز حياتي و حساس كشور. تبصره: موارد بندهاي 3 و 4 بنا به تشخيص فرماندهي كل قوا ابلاغ خواهد شد. 
5. حفاظت از هواپيماهاي كشوري و مقابله با هواپيماربايي و برقراري امنيت پرواز آن‏ ها.
6. حفاظت از شخصيت‏ ها. 
7. جمع‏ آوري و برآورد اطلاعاتي، كسب آمادگي و مقابله با بحران‏ هاي منطقه‏اي در داخل به ‏منظور برقراري امنيت در چهارچوب مأموريت سپاه. 
8. مقابله نظامي و سركوب گروه‏ هايي كه انگيزه براندازي نظام جمهوري اسلامي يا نفي ‏حاكميت آن و يا خرابكاري و عمليات ضد امنيتي با توسل به قوه قهريه دست مي ‏زنند وتثبيت مواضع و آن گاه واگذاري موقعيت به ارتش جمهوري اسلامي ايران. 
9. شركت در دفاع از مرزهاي زميني كشور در برابر تهاجم دشمن و بر عهده گرفتن نقش ‏آفند. تبصره: زمان و چگونگي شركت سپاه در نبردهاي مرزي در هر مورد به وسيله فرماندهي‏ كل نيروهاي مسلح تعيين مي ‏شود. 
10. جذب، آموزش، سازماندهي، تجهيز و به كارگيري آحاد مردم به منظور تشكيل ارتش 20ميليوني. 
11. انجام اقدامات لازم در كسب و جمع ‏آوري اطلاعات مورد نياز از اوضاع، رويدادها و تحولات سياسي، نظامي آشكار و پنهان و ارزيابي مستمر تهديدها و توان رزمي دشمنان بالفعل و بالقوه در چهارچوب مأموريت ‏هاي محوله. 
12. همكاري با نيروهاي انتظامي در مقابله با اشرار، قاچاقچيان و برقراري امنيت انتظامي در كشور بنا به نياز و دستور.
13. تلاش در جهت استقرار كامل فرهنگ و ضوابط اسلامي در سپاه و بسيج زير نظر نمايندگي رهبري. 
14. تلاش در جهت حفظ و صيانت سپاه در زمينه‏ هاي امنيتي.
15. انجام فعاليت‏ هاي تحقيقاتي و تلاش در جهت نيل به خودكفايي در زمينه‏ هاي خاص ‏نظامي و موارد سازمان، سيستم‏ ها و روش‏ ها، آموزش، تجهيزات، تعميرات و نگهداري.
16. همكاري با دولت در زمان صلح در عمران و آباداني كشور با رعايت حفظ آمادگي رزمي ‏بنا به دستور. 
17. تهيه طرح نيازمندي ‏هاي لجستيكي و اقدام در جهت تهيه و خريد اقلام و خدمات و اقلام ‏مشترك داخلي كه به نيروهاي سپاه واگذار مي ‏گردد.
18. تأمين نيازهاي پزشكي پرسنل سپاه و اداره بيمارستان‏ ها و درمانگاه ‏هاي مربوط. 
19. تأمين دفاع هوايي كليه يگان ‏ها، تأسيسات و نقاط حساس سپاه در حد برد سلاح‏ هاي ‏ضدهوايي سازمان نيروهاي مربوط. از اين رو مهم ترين قلمروهاي عملكرد سپاه در چند محور تقسيم مي ‏گردد:

الف) مقابله با تهديدات امنيتي - نظامي، كه خود در چهار بخش قابل بررسي است: 
1. تهديدات خارجي. 
2. تحركات داخلي. 
3. خود كفايي و توسعه علمي – تسليحاتي. 
4. تقويت و گسترش نيروهاي نظامي و بالابردن كيفيت آموزش و كارآيي آن ها.

ب) امداد رساني(واكنش سريع)، بازسازي و سازندگي كشور.
ج) تقويت و بالا بردن كارايي فرهنگي، سياسي.

ساختار فرماندهي سپاه

 ساختار فرماندهي سپاه به شكلي است كه در راس آن فرمانده كل قرار دارد. پس از او جانشين يا قائم ‏مقام قرار مي‏ گيرد و پس از او نيز رئيس ستاد مشترك حائز اهميت است كه به طور مستقيم بافرمانده كل در بالا و با فرماندهان نيروهاي پنج گانه در پايين مرتبط است. فرمانده كل سپاه مستقيما توسط رهبري انتخاب مي ‏گردد و جانشين و فرماندهان ستاد مشترك و نيروها به پيشنهاد فرمانده كل و با تصويب و حكم رهبري انتخاب مي‏ شوند. دو ساختار ديگر در سپاه به نام‏هاي حوزه نمايندگي ولي فقيه و سازمان حفاظت اطلاعات ‏وجود دارد كه اولي كاملاً مستقل از ساختار فرماندهي و مستقيما زير نظر رهبري ‏قرار دارد و دومي نيز تقريباً مستقل از فرماندهي است و فرمانده آن را رهبري با پيشنهاد فرمانده سپاه ‏انتخاب مي ‏كند و فرمانده آن مستقيما با دفتر عمومي حفاظت اطلاعات در دفتر رهبري و شخص‏ رهبر مرتبط است و به او گزارش مي ‏دهد.

 شاخصه‏ هاي سپاه

ويژگي و شاخصه‏ هاي بر

نظرات بینندگان
نظر شما
نام : ایمیل :
* نظر :