دلائل دین گریزی جوانان در جامعه امروز


دین برنامه سعادت ورستگاری بشر است دین داری نهادینه کردن تعالیم وارزش های دینی در همه ی ابعاد زندگی است

به گزارش طنین پاسارگاد، منصور جعفری در طنین پاسارگاد نوشت: دین برنامه سعادت ورستگاری بشر است دین داری نهادینه کردن تعالیم وارزش های دینی در همه ی ابعاد زندگی است که ثمرات بی شماری در فرد واجتماع دارد. عواملی به صورت پنهان وپیدا دین داری را تهدید می کند  که یکی از آنها دین گریزی است .البته هیچ کس نمی تواند به طور کامل با دین قطع رابطه کند .زیرا دین داری یک امر فطری است اما دین گریزی به معنای کم رنگ شدن ایمان وکم  نور شدن چراغ دین در زندگی افراد واقیعت دارد واختصاص به دین خاصی هم ندارد بلکه دامن گیر همه ی ادیان ومکتب ها ست .البته علت دین گریزی در همه ی ادیان یکسان نیست در مورد اسلام باید ریشه های دین گریزی رادر خارج از قلمرو دین وآموزه های دینی جست وجو کرد .

عوامل دین گریزی در جامعه اسلامی یا گریز از مکتب اسلام به طور کلی به دودسته تقسیم می شوند

1 : عوامل محیطی (اجتماعی  . فرهنگی .سیاسی . واقتصادی و....) نظیر عوامل  موثر در معنویت گرایی . تهاجم فرهنگی. عدم اجرای فریضه ی امر به معروف ونهی از منکر . عدم تامین  نیاز های اولیه ی . رواج خرافه پرستی . هواپرستی  ها . منفعت طلبی ها ودر گیری برخی گروه ها وجناح های مذهبی بر سر کسب مقام وقدرت . تعارض قول وعمل  متولیان وطرفداران حکومت دینی . عدم انتقال ارزش هایی مانند ایثا ر . شجاعت .استقلال طلبی . معنویت  گرایی و...) به نسل های بعدی

2:عوامل درونی (فردی) نظیر . گرایش به تمایلات وهواهای نفسانی . ضعف بینش دینی افراد . ضعف وسستی بنیان های دینی خانواده ها و....   این پدیده عواقب نامطلوب وجبران ناپذیری در فرد واجتماع دارد . بعضی از این عواقب عبارت ان از سست شدن بنیان های  اخلاقی خانواده ها . از دست دادن روحیه ی ایثار گری وشجاعت  . عدم حساسیت در مقابل وابستگی سیاسی . اقتصادی وفرهنگی و.... به بی گانگان . بی تفاوتی در مقابل ظلم وتبعیض وبی عدالتی  

دین استوار ترین ستون حیات مادی ومعنوی انسان است که به او عزت وشرافت می بخشد واو را از اسارت ها وتعلقات ووابستگی های نفسانی وحیوانی آزاد می سازد . دین برنامه سعادت ورستگاری بشر است .دین کیمیای معنوی . نوش دارویی است که سبب آرامش حقیقت انسان که همان جان ملکوتی اوست می شود . دین دارای نهادینه کردن تعالیم وارزش های دینی در همه ی ابعاد زندگی است که ثمرات بی شماری در فرد واجتماع دارد ودر لباس یقین . صبر  . تسلیم. رضا.  امانت داری  راستی . حیا . پاک دامنی . وفاداری. پارسایی. انفاق . احسان. عطوفت. گذشت. مدارا. طاعت. عبادت. جهاد. . تلاش. و..... جلوه می کند وبه زندگی وشخصیت انسان زیبایی وطراوت وشادابی می بخشد . پیوسته عواملی به صورت پیدا وپنهان دین داری را تهدید می کند یکی از این عافت ها دین گریزی است . برای مبارزه بااین آسیب ابتدا باید آن راشناخت وسپس آن راعلاج کرد .                                                           2-

در اصل وجود دین گریزی باید گفت اگر این واژه به معنای ترک کردن ورها کردن دین باشد هیچ کس نمی تواند به طور کامل با دین قطع رابطه کند  زیرادین دارای یک امر فطری است واز انسان جداشدنی نیست . چنان که در قرآن کریم به این حقیقت اشاره  می کند ( فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذالک الدین القیم ولاکن اکثر الناس لایعلمون ) پس روی خودرا متوجه آیین خالص پروردگار کن . این فطرتی است که خداوند انسانهارا برآن آفریده دگرگونی درآفرینش الهی نیست این است آیین استوار اکثر مردم نمی دانند . البته ممکن است دین داری افراد برای مدتی  کم رنگ وضعیف شود یا فردی دین  خود را تغییر دهد ودین دیگری انتخاب کند اما هیچ کس نمی تواند برای همیشه بی دین باشد . پس دین گریزی به این معنا امکان ندارد . ما این نکته رادر محیط پیرامون خود بسیار تجربه کرده ایم . اما اگر دین گریزی به معنای کم رنگ شدن ایمان وکم نور شدن  چراغ دین در زندگی افراد باشد باید گفت این امر واقعیت دارد  وبسیاری از افراد ممکن است در شرایط خاص برای مدتی کوتاه یا طولانی از دین ودین داری فاصله بگیرند واین اختصاص به دین خاصی هم ندارد بلکه  دامن گیر همه ی ادیان ومکتب ها است . البته دین گریزی در همه ی ادیان یکسان نیست . در مورد اسلام باید ریشه های دین گریزی را در خارج از قلمرو دین وآموزه های دینی جست وجو کرد . همچنین باید توجه داشت که در ذات ادیان الهی که دست ناپاک تحریف به آنها نرسیده باشد هیچ عنصر دین گریزانه ی وجود ندارد . اگر انسانها به دریافت صحیحی از دین الهی نائل آ یند در هیچ مرتبه ای از دین نمی گریزند به ویژه اینکه عقل وعشق که دورکن اساسی در حیات انسانی محسوب می شوند وهمه ی جاذبه ها ودافعه ها در این دو حوزه وبر اساس این دو معیار رخ می دهند .هر دو در درون دین وجود دارد ودین با این دونیرو هر دو گروه باقی مانده است . بنابراین دین گریزی به عنوان یک پدیده ی اجتماعی . عینی ورفتاری معلول ماهیت وذات خود دین نیست  بلکه علت یاعلل دین گریزی رادر خارج از قلمرو دین وآموزه های دینی باید جست وجو کرد . بی شک عوامل متعددی  مانند  ناهنجاری های فردی . اجتماعی. اقتصادی. فرهنگی. سیاسی. وروانی. به صورت آفت ها آسیب ها وموانع بازدارنده  . فراروی اندیشه دینی وگرایش او به دین قرار می گیرد وزمینه دین گریزی ودین ستیزی را فراهم می آورند .  عواملی که در بروز دین گریزی جوانان نقش دارند به طور کلی به دودسته تقسیم می شوند . 1-

عوامل محیطی وبیرونی (اجتماعی . فرهنگی .سیاسی . اقتصادی . و....)

2- عوامل درونی ( فردی) که از آنها به عوامل روان شناختی تعبیر  می شود یعنی قطع نظر از عوامل  محیطی ویژگی های شناختی وعاطفی هر فرد نیز در اقبال وادبار ( روی آوردن وفاصله گرفتن ) او نسبت به معارف دینی نقش دارند . 

 عواما محیطی (اجتماعی . فرهنگی. سیاسی. واقتصادی. و.... را می توان در موارد زیر جست وجو کرد .

الف- نارسایی عوامل موثر در معنویت گرایی (دین گرایی) هر کدام عللی که در معنویت گرایی موثرند اگر درجهت صحیح ودرست عمل نکنند خود علمل معنویت گریزی عموما ودین گریزی خصوصا خواهند شد . تبیین صحیح از دین ودستورات حیات بخش آن برای جوانان باعث می شود  که آنها به دین و مسائل  معنوی  متمایل شوند . همچنین برخورد منطقی وعقلا نی بامسا ئل  آنان نقش مهمی  در تمایل آنها به دین ومسایل معنوی دارد زیرا جوانان نه تنها فطرتا  دین گریز نیستند که خیلی هم متمایل به دین وتشنه ی راه سعادت و  تکامل دریافت علوم دینی هستند . بر این اساس وظیفه ی همه ی مربیان ودست اند کاران امر تربیت دینی است که آموزه های دینی را در قالب های نو وجذاب بر جوانان عرضه نمایند .                                                                                                          3:

بعضی از رفتارها وبرخورد های ناصحیح ومخالف شرع در بیان احکام شرعی . موجبا ت  بدبینی افراد (به خصوص جوانان ) رافراهم می آورد 0 نارسایی عوامل موثر در معنویت گرایی ودین گرایی را می توان به طور کلی به پنج  محور تقسیم بندی کرد 0

1-جایگزینی تعلیم به جای تفکر .. ستاد شهید مطهری  در این باره می فرمایید . در تعلیم تربیت  بایستی  به جوان مجال          

اندیشه داد  وآن را ترغیب به فکر کرد . در حالی که نظام   تعلیمی وتبلیغی ما تعلیم  رابه جای تفکر گذاشته است ودر حقیقت منتهی شده است  به انباشته شدن  محفوظات .

2- عدم توجه به حس کاوش  وحقیقت جویی معمولا انسان ها به دانستن حقیقت گرایش دارند .منکوب کردن . تشر زدن چرا آن قدر می پرسی یانپرس . روشی است که در برابر فکر حقیقت جویی وجود دارد . نمی توان پرسشی را از میان برد . اگر با پرسشی مخالفت شود به اشکال انحرافی ظاهر خواهد شد وباعث می شود تا انسان ( چون پاسخی دریافت نکرده است )خود در /ان زمینه تجربه پیداکند . متقابلا اگر از سوالات ومجهولات افراد به درستی وبا پاسخ ها منطقی استقبال شود به جای مصرف کننده اندیشه . تولید کننده اندیشه های دینی می شویم . به همین دلیل هر نهاد اجتماعی باید به پناهگاه های امن پرسش های پنهان درلایه های ذهن تبدیل شود تاامکان پاسخ گویی به آنها را پیدا کنند .

3- غفلت از تغییر آداب زمان در تربیت . باید توجه داشت جامعه  جوان جامعه  ای متفاوت است واساسا  با معیار های گذشته قابل سنجش نیست. مقتضیات زمان بسیاری از آداب راعوض وشکل بروز وظهور آن را متفاوت می کند . بر این اساس تحمیل آداب زمان خویش به نسل بعد از خودمان . منجر به یک نوع جمود یا ثبات آداب می شود . باید ویژگی ها ومعیارهای نسل حاضر به درستی شناخت وباتوجه به آنها به تعلیم وتربیت او پرداخت .

 4- سر کوب غرایز: افرادی که فن تربیت را نمی دانند توجه ندارند که در تربیت تمامی قوایی که در وجود انسان است دارای حکمت ومصلحتی است وباید غرایز شهواتی رادر طبیعی واز راه مشروع اشباع کنیم . بر آورده نشدن احتیاجات طبیعی منجر به نوعی تراکم وواکنش می شود یا همان مکانیزم طرد که امروزه هم شاهد هستیم

ب- تهاجم فرهنگی : توطئه های دشمنان وکافران ومنافقان ضد دین که در قالب تهاجم فرهنگی شکل می گیرد از عوامل دخیل در معنویت گریزی است  هدف عمده این تهاجم رواج فساد بی قیدی ولامذهبی دربین مردم خصوصا نسل جوان است گه گاهی با ایجاد شبهات ووارونه جلوه دادن مسائل دین وپنهان کردن حق وپوشاندن پاطل در لباس حق صورت می پذیرد .بنابراین باید توجه داشت که دشمن در پیشبرد احکام شوم خویش همیشه در لباس باطل را عرضه کند . با هوشیاری وظرافت  می توان جلوی پیشرفت اهداف دشمن راگرفت .

ج- عدم اجرای فریضه امر به معروف ونهی از منکر : یکی از عوامل موثر در دوری جامعه از امور معنوی ودینی . عدم توجه به اجرای فریضه امر به معروف ونهی از منکر  به ویژه از جانب متولیان امور دینی است . قرآن کریم می فرماید . شما بهترین امت هستید به شرط آن که  نسبت به خوبی ها وبدی ها متعهد باشید به خوبیها  سفارش کنید واز بدی ها جلو گیری کنید                                 4-

اما هرچقدر ملتی نسبت به ناهنجاری های جامه ی خود نظیر ظلم ها . حق کشی ها .فساد ها. خیانت ها. ورواج دیگر رفتار های ناپسند بی توجه وبی تفاوت باشند . به همان نسبت از یک جامعه ارزشی وآرمانی فاصله می گیرد این رفتاردر یک جامعه اسلامی موجب نادیده گرفتن حقیقت وفرهنگ اصیل اسلامی وفاصله گرفتن از دین ومحروم ماندن از آثار آموزه های آن شود .

د- عدم تامین نیاز های اولیه : ناکار آمدی برخی از مدیران جامعه در اجرای برنامه های اجرا شده حکومت دینی .عدم توزیع عادلانه امکانات وفرصت هادر برخی از ادارات ودستگاه های کشور موجب بی پاسخ ماندن نیاز های اجتماعی  جوانان (ازدواج . ازدواج. اشتغال. مسکن- و... ) می شود .نیاز های اولیه را باید طبقه بندی کرد تانیاز های  اولیه ارضا نشود  بقه را نمی توان تامین کرد .

جامعه اخلاقی  جامعه ایست که نیاز های اجتماعی  اولیه درآن تامین است ودر کنا آن آزادی وامنیت ومحبت وجود دارد .

ه- رواج خرافه پرستی در دین- آمیخته شدن آموزه های اصیل دین با خرافات . بدعت ها ومسائل خارج از دایره دین وعقل  سبب ایجاد تصور غیر واقعی وغیر قابل قبول از دین خواهد شد که نتیجه اش طرد شدن دین است .

و- هوا پرستی ها . منفعت طلبی ها ودرگیری  برخی گروه ها وجناح های مذهبی بر سر کسب حفظ واستمرار قدرت سیاسی .اقتصادی.و...... ) وبه طور کلی تعارض قول وعمل متولیان وطرفداران حکومت دینی یکی از عوامل مهم گریز از دین است

2-  عوامل درونی (فردی)

الف- گرایش به سوی تمایلات وهواهای نفسانی . خواسته های نابه جای برخی افراد ناهنجاری های  عاطفی وروانی آنان وبی بند باری وگرفتاری در انواع دام های شیطانی و ... موجب شده است تا به سستی وفساد وسود جویی های نامشروع .... وروی اورده والتزام به دین وچهارچوب های دینی را مزاحم خود ببینند .چنان که در قرآن کریم در باره مهم ترین عامل روی گردانی از توحید ومعاد آمده است (انسان . شک در معاد ندارد ) بلکه او می خواهد (آزاد باشد  وبدون ترس از دادگاه قیامت ) در تمام عمر گناه کند

امام صادق(ع)  می فرمایند : همان گونه که از دشمنان خود حذر می کنید از هوس هایتان حذر کنید . زیرا برای مردان دشمنی برتر از پیروی از هوس هایشان وآنچه زبان هایشان کسب کرده (سخنان بیهوده ویاوه ) نیست از آن جا  که دینداری جلو ی هوا پرستی های مهار گسیخته وویران گر را می گیرد . افراد هواپرست سعی می نند مسیر خود را از دین جداکنند .

ب- ضعف بینش دینی افراد: نداشتن آگاهی درست از ماهیت دین ونقش وکارکرد آن در تأمین سعادت دنیوی واخروی انسان . عدم تفکیک بین ذات دین ومدعیان دینداری وثبت نقاط ضعف دینداران در پرونده دین  موجب اهمیت ندادن به دین ودین گریزی می شود .

ج-  ضعف وسستی بنیان های دینی خانواده ها در برخی از خانواده ها ضعف بنیه دینی منجر به عدم تربیت وپرورش صحیح جوانان شده است وهمین امر فاصله ای بین آنان  وآموزه های دینی ایجاد کرده است که باید با محکم کردن بنیان  های دینی خانواده ها این فاصله را از بین برد .

بنابراین  با توجه به این که همه افراد در یک در جه مرتبه از ایمان قرار ندارند .ومسائل نفسانی ومادی ودنیائی از جاذبیت بالائی 5-

نسبت به مسائل دینی برخوردارند. کم رنگ شدن دینداری در بعضی از افراد ودر برهه ای از زمان امری عادی است دلیل این نکته نیز روشن است . چرا که انسان موجودی با اراده وانتخاب گر است وعوامل متعددی می تواند الزامات وتعهدات دینی اورا تحت تاثیر قرار دهد . ازاین رو ممکن است در برهه ای از زمان انجام فرائض وتعهدات خود را ترک نماید یا رفتارهای غیر دینی یا حتی ضد دینی از او سر بزند اما در همان زمان به بعضی از برنامه های دیگر دین پای بند باشد ویادر مکان ها وزمان های خاص و ویژه  این پای بندی خود را بروز دهد . حتی ممکن است بعد از مدتی از کوتاهی های خود کاملا پشیمان شده وتوبه نماید ودر صدد جبران گذشته بر آید .

در هر حال هریک از عوامل مذکور که به تنهایی یا به همراه دیگر عوامل  می تواند علت ومنشأ دین گریزی باشد . این پدیده عواقب نامطلوب وجبران ناپذیری در زندگی فرد وهمچنین در اجتماع دارد بعضی از این عواقب عبارت اند از

1-سست شدن بنیا دهای خانواده ها : بی شک عمل به تعهدات اخلاقی در خانواده  با مشکلات ومحدودیت های همراه است که تحمل آنها بدون یک پشتوانه محکم ومقدس (دین)امکان پذیر نیست با تضعیف دینداری این تعهدات به سردی می گراید .

2- ازدست دادن روحیه ایثار گری وشجاعت در رفع مشکلات همنوعان ودر مقابله با دشمنان . زیرا با تبین وتصویر فرجام صحیح جهاد وشهادت وایثار گری پرده های راحت طلبی ومنفعت پرستی را کنار زده وانسان ها را به معامله با ارزش هایی بالاتر از زندگی مادی فرا  می خواند . با تضعیف دین داری  ارزش ها در دنیا ومادیات خلاصه خواهد شد .

3- عدم حساسیت در مقابل وابستگی سیاسی . اقتصادی.  فرهنگی و.......و به بی گانگان دینداری با تقویت روحیه توکل به قدرت خداوند قادر وایجاد اعتماد به نفس وضامن مقاومت در مقابل وابستگی ها ودر نتیجه به بار نشستن استقلال همه جانبه ملت ها ست

4- بی تفاوتی در مقابل ظلم وتبعیض وبی عدالتی . مبارزه واقعی با ظلم وبی عدالتی مستلزم تحمل مشقت ها . محرومیت ها وحتی ایثار جان است . از این رو تجربه نشان داده است انسان های مبارزی که روابط مستحکمی با دین ندارند کمتر مبارزه خود راتامرحله نهایی ادامه داده اند وغالبا در وسط را در مواجهه با مشکلات احساس خستگی کرده واز آرمان ها و شعار های خود دست بر داشته اند . در مقابل  انسانهای با ایمان تا آخرین مرحله به پیش رفته اند وقله های پیروزی را فتح کرده اند . مبارزه با رژیم ستم شاهی پهلوی وپیروزی نهایی ملت مسلمان گواه خوبی براین مطلب است . در حالی که گروه های غیر مذهبی در وسط راه دست از آرمان های خود بر داشتند .

نتیجه:......آنچه بیان شد تنها بخشی از آثار وعواقب دین گریزی است که باید برای جلو گیری از این عواقب با اتخاذ تدابیر عقلانی پیوند نسل جدید را بادین هر چه مستحکم تر نمود

منابع :  

مجموعه آثار شهید مطهری جلد 22ص...526        

انتشارات صدرای قم:...جلد3ص..493 و ج..21 ص...189و ج...23 ص...539 وقرآن کریم آل عمران آیه 110 وقیامت :5


۳۰ آذر ۱۳۹۵